ترسم نیست بی تردید از جاده ، از سایه
تاریکِ تاریکم ، من از من می ترسم
من از سایه های شب بی رفیقی
من از نارفیقانه بودن می ترسم
من از يكباره تنها گزاشتن
و من از اين جدايي كه نميدانم دليلش چيست ميهراسم
تاریکِ تاریکم ، من از من می ترسم
من از سایه های شب بی رفیقی
من از نارفیقانه بودن می ترسم
من از يكباره تنها گزاشتن
و من از اين جدايي كه نميدانم دليلش چيست ميهراسم
+ نوشته شده در ساعت توسط نیما
|