بذار فراموشت کنم

کاش می شد از یادم بره
فراموشی چه خوبه
بازم دلم تنگ تو شد
بازم دم غروب شد
کاش می شد از یادم بره خاطرهای دورت
چقدر بشینم شب و روز تو جاده ی عبورت
بزار فراموشت کنم
بزار غریبه باشیم
مگه نگفتی که باید از هم دیگه جدا شیم
جداشیم غریبه باشیم غریبه باشیم
کاش می شد از یادم بره
بره و برنگرده
اخه دل عاشق من به تو چه ظلمی کرده
چرا می یای تو خواب من
بگو از من چی می خوای
تو که تو بیداری و باد سراغ من نمی یای
بزار فراموشت کنم
بزار غریبه باشیم
مگه نگفتی که باید از هم دیگه جدا شیم
جداشیم غریبه باشیم غریبه باشیم

آرزوهایم را نگیر

آرزوهایم از از من نگیر به امید آنها زنده ام.
امیدم را از من نگیر ای تنها آرزوی من.
بگذار با آرامش زندگی کنم  بدون هیچ درد و غصه ای .
حالا دیگر نه غروری برای شکستن دارم و نه اشکی در چشمانم برای ریختن.
تنها من مانده ام ، یک دل شکسته و دو چشمی که آرزوی دیدن تو را دارند.
آرزوهایم را نگیر ای تو که رهایم کردی و مرا در این دنیای بی محبت تنها گذاشتی .
بگذار با بودن تو در قلبم دیگر هیچ کمبودی از محبت و عشق احساس نکنم.
حالا که غرورم و قلبم را شکستی ، دیگر شیشه عمرم را نشکن.
حالا که مرا با عشق خودت سوزاندی ، خاطرات با هم بودنمان را نسوزان.
بیا و دوباره آن خاطرات شیرین را زنده کن و به من نفسی دوباره بده.
منی که اینک خسته از زندگی ام را امیدوار به فرداهای با تو بودن کن.
تنها با خاطراتت زنده ام ، به عشق آمدنت و حضور دوباره ات در این قلب شکسته ام زنده ام.
اگر هنوز هم نفس می کشم به هوای بودن تو است ای همنفسم.
بگذار باور داشته باشم که هنوز هم عشق در این زمانه وجود دارد ، نگذار دیگر عشق را یک کلمه پوچ و بی هویت بدانم ، نگذار بعد از رفتنت بر نام عشق لعنت بگویم.
هنوز هم عاشقم ، عاشق با تو بودن و به عشق تو زندگی کردن.
آرزوهایم را از من نگیر که همه آرزوهایم تو و آن قلب بی وفایت است.
امیدم را از من نگیر که تنها امیدم بودنت در کنارم است .