از آدمیان بیزار

از دوست داشته شدن بیزار

به یاد می آورم تک تک خنده هایم را با دل هایی آشنا

رد پایشان را گم کرده ام

بزرگ شده ام .. بزرگ تر از آرزوهای کودکی ام

رویاهایم کابوس میشوند پیوسته

و من به فکر گرفتن عکس تکی ام می افتم !

باورکن عشقی نیست

دلی مهربان نیست

راستی !! به گمانم سال پیش سر سفره هفت سینت از یادم بردی که امسالم اینگونه شد ..